تبليغاتX
GreenBlog

چهارشنبه ششم آبان 1388

به مادری که جان تازه می‌بخشد

مادرم! خدا می داند آن روز که آن مادر، چهارپایه از زیر پای انسانی کشید به زیر پای مادران بودن بهشت شک کردم ولی طولی نکشید که تو با گذشتت نشان دادی هنوز و همیشه بهشت زیر پای مادران است.

بخشش تو درس گذشت، محبت و مهربانی بود.

مطمئن باش که روح مسعود با این گذشت شاد و خرسند است.

نوشته شده توسط مهدی در 10:48 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم مهر 1388

خلاقیت

یکی برای مطلب قبلی کامنت گذاشته:

فروش استثنايي اسپمر بلاگفا ...
ارسال صدها نظر به وبلاگ ها بدون مراجعه به آنها ...
اول تحويل گرفته و امتحان کنيد ، سپس پرداخت نماييد ...
با خريد اسپمر بلاگفا يک اسپمر ميهن بلاگ جايزه بگيريد ...


نوشته شده توسط مهدی در 13:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم مهر 1388

لبخند

بعضی مواقع انسان بی‌اختیار و بی هیچ بهانه به یاد خاطراتی از زندگی‌اش می‌افتد که او را سرشار از ذوق و شوق می‌کند. شاید خاطره‌ای از دوران خوش کودکی، شاید یادی از یک دوست و یا هر چه...

امروز یاد روزهای خوش مدرسه افتادم، بوی کیف نو را همانطور مثل دوران کودکی احساس کردم، ذوق داشتن یک خط کش جدید و حتی یک مدادتراش خرسی کوچک.

بعد از مدتی یک لبخند جانانه بی ریا، بی‌ هیچ بهانه‌ای راه گشوده! باید پرگشود!!
نوشته شده توسط مهدی در 13:35 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام شهریور 1388

مهمانی آقای نخست وزیر

عید فطر در مالزی از چنان ارج و قربی برخوردار است که تنها می تواند با عید نوروز مقایسه شود، مردم درست مثل نوروز ما به خانه های همدیگر می روند و عید رو تبریک میگن و البته از هم حلالیت می طلبند. بسیاری از مردم هم در مراسمی که به آن Open House می گویند درب خانه شان را به روی مهمانان باز می گذارند و از صبح تا شب مهمانان خود را با انواع غذاهای مالایی پذیرایی می کنند.

وزرای مالزی هم درب منازلشان را در این روز به روی هزاران مالزیایی و غیرمالزیایی باز می گذارند و به نحو شگفت انگیزی از مهمانشان پذیرایی می کنند.

امسال اولین سالی‌ست که تون نجیب‌رزاق  نخست‌وزیر مالزی در منزل خود را بر روی مردم گشود تا علاوه  بر خوشامدگویی از آن‌ها پذیرایی کند.

از آنجا که ما ایرانی ها اساسا پایه هر نوع پذیرایی رایگانی هستیم فرصت را مغتنم شمردیم و به شهر زیبای پوتراجایا و منزل جناب نخست وزیر رفتیم. عکس های پذیرایی جناب نخست وزیر را در پایین ببینید.

نوشته شده توسط مهدی در 16:48 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388

فرار از زندان

روز گذشته بالاخره بعد از یک بی خوابی کامل شب تا سحر، آخرین قسمت سریال پرطرفدار فرار از زندان رو دیدم.

داستان این مجموعهٔ تلویزیونی همانطور که از نامش پیداست در مورد دو برادر است که یکی از آنها برای قتلی که انجام نداده به اعدام محکوم شده و برادرش خود را به زندان می‌اندازد تا با استفاده از نقشه‌ای بسیار حرفه‌ای او را از حکم اعدام فراری دهد. برادر قاتل؛ مایکل اسکافیلد نام دارد که در کالج مدرک مهندسی سازه گرفته و دارای هوش فوق العاده‌ای است.

هوش بی نظیر مایکل از مواجهه با مشکلات و ارائه راه حل‌های منحصر در بعضی صحنه‌های فیلم آدرنالین خونتان را به هزار می رساند.

مایکل شخصیت قابل تحسین فیلم است ولی من شخصیت "تی بگ" بیچاره را دوست داشتم که به هر بهانه  هرکی از راه می‌رسید یک کتک مفصل به او می زد.

جالب است بدانید موسیقی متن این فیلم کار رامین جوادی آهنگساز ایرانی-آلمانی مقیم امریکاست.

پیشنهاد میکنم اگر سریال را ندیده‌اید در اولین فرصت دست به کار شوید و این سریال که از شبکه فاکس امریکا پخش شده تهیه کنید.

نوشته شده توسط مهدی در 10:9 |  لینک ثابت   •